همیشه حرفی برای گفتن هست
همیشه حرفی برای گفتن هست 
حرفی
که اگر گفته نشود مثل سکوت توی گلوی آدم گیر می کند ومنتظر می شود تا یکی
بیاید بزند پشت آدم تا از دست آن حرف که توی گلو گیر کرده رها شود.
همیشه
حرف ها هستند تا ما درباره هر چیز و همه چیز افکارمان را به زبان بیاوریم و
شاید حواسمان نباشد که حرف ها هم از ما حرف می زنند .
بعضی حرفها بود و نبودشان فرقی ندارد .
بعضی حرفها مثل یک سیاهچاله اند آدمها ی دور وبر ما را می بلعند یا مثل یک کابوس روی ذهنمان سنگینی می کنند .
اما
بعضی حرفها عطر دارند عطرشان یک عمر یادمان می ماند . با ما از مسیر
تنهایی و با همی می گذرند حتی می توانند دست ما را بگیرند و با خودشان
ببرند تا گلستان هایی که حتی به خواب هم نمی بینیم .
گفتن این حرفها در حوصله همه نیست . تا فکرهایمان از آب وگل نگذشته باشند تا خوب زیر آفتاب مهربانی قد نکشیده باشند تا . . .
تا عاشق نباشیم ...
تا اهل عمل نباشیم ...
تا جا پای فکر توی حرفهایمان نباشد کاری از دست کسی بر نمی آید حرفهایمان نه عطر دارد نه حال ...
امروز می تواند روز حرف های معطل باشد.
امروز می تواند روز حرف های معطر باشد .
تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۱ | 7:40 | نویسنده : فاطمه شفيعي |
.::.
